جمعى از نويسندگان

309

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

سفر سوم گرچه به سوى خلق است ، ليكن از حق آغاز مىشود و در مسير خود نيز با صحابت حق بوده و جداى از او نمىباشد و به همين دليل در كمال امن و رفاه به سر مىرسد . و سفر چهارم با آن از خلق آغاز شده و به خلق ختم مىگردد . در همه مقامات و مواقف خود از همراهى و هدايت و حمايت حق برخوردار مىباشد و در آن هيچ رنجى كه ناشى از خوف راه و وحشت طريق و مانند آن باشد ، رخنه نمىكند . بدين ترتيب ، سالك همواره در سفر شميم آشناى حَضَر را استشمام كرده و در غربت طريق ، حضور وطن را احساس مىكند و در خلوتِ راه ، جَلُوَتْ هدف را مشاهده مىنمايد . اين خصلت جهان‌فهمى حكيم كه متأثر از جهان‌شهودى عارف است ، مرز مميز فلسفه الهى از فلسفه الحادى است . در فلسفه الحادى اثرى از سه سفر اول نيست ؛ آنچه هست تنها سفر از خلق به خلق است ، بريده از حق و در كسوت خلق محض . فيلسوف مادى به دليل محروميت از انوار الهى به گونه‌اى سرد و خاموش به نظاره جهانى مرده و بىروح مىپردازد و هماره سِير افقى داشته و هرگز از خلق به خالق سلوك ندارد ؛ چه رسد به آنكه در اوصاف خالق سفر كرده و يا از آن سو پيامى براى محدوده خلقت داشته باشد ( جوادى آملى ، 1375 ، ج 1 ، ص 107 - 108 ) . آرى ! فلسفه سياسى ماترياليستى ، سكولاريستى ، لائيسيته و يا فلسفه سياسى افرادى چون هابز ، و بر ، ماكياول و ديگر انديشمندان سياسى و فلاسفه سياست غربى بر سفر از خلق به خلق مبتنى است ؛ يعنى سفرى افقى است ، نه عمودى كه در آن تعالى و تكامل وجودى مطرح باشد . خدا و سفر به سوى خدا و از خدا به سوى خلق در چنين فلسفه‌هايى حذف شده است ؛ ولى عرفان سياسى اسلام ناب ، جامع‌گرانه و داراى ابعاد است . شايان ذكر است در پيوند عرفان و سياست ، عرفان نيز مثل هر نظام فكرى ديگرى متأثر از زمان و مكان است و در جغرافياى زمانى - مكانى و شرايط و اوضاع و احوال ، رقم خورده و بروز و ظهور مىيابد ؛ به همين دليل در طول تاريخ مورد اقبال و ادبار يا نقض و ابرام‌ها و حكّ و اصلاح‌هاى گوناگون قرار گرفته است و نسبت به عرفان سياسى و فلسفه مرتبط با آن ، ديدگاه‌هاى موافق و مخالف ، خوش‌گمان و بدگمان وجود دارد كه در عرفان سياسى بايد به آنها توجه داشت . عارفان راستين در گرايش مثبت و انديشگى متعالى نسبت به عرفان سياسى ، با گفتار و رفتار درست و انسانى خويش مواضع دقيق و عميقى گرفته‌اند و با فتنه‌گرىهاى عرصه عرفان ، عرفان سياسى و خدمت به خلق براى رضاى خالق و عارف‌نمايان و صوفىنماها به مبارزه برخاستند و از جهله صوفيه و دراويش‌نمايان گله و شكايت كرده ، آنها را نقد كرده‌اند ،